۱۳۸۵ مهر ۱۳, پنجشنبه

باز کار می‌کنم


اما یک حرف بهتر
عشق
آره به خدا . چرا که نه ؟
مگه باخودمون رودروایستی داریم ؟
آدم‌های بیمار یا مورد دار از عشق حیا دارند عشق هنره . عین آزادی است
اما من هرچی ضربه می‌خورم از این فرهنگ غلطه قدیمی است که نه می‌شه پاککرد و نه تغییرش داد فرهنگ زشت و عیبه شب جمعه
حالا من یه چی می‌گم ،عیب .

شمارو امتحان کنم ، تو چرا هول کردی . ما به بد و خوبش کاری نداریم
اما همین تفکر که تو می‌دونی هر آدم سالم و طبیعی بعد از یک هفته کار آخر هفته میره مرخصی و زندگی می‌کنه 

اما من نه تنها تمام هفته بلکه شبانه روز کار می‌کنم اما ، آخره هفته هم کار بکنم ؟
خب حال نمی‌کنم شب تعطیل با یک عده زیاد آدم و در جای شلوغ باشم در نتیجه حکایت می‌شه دو نفره ولی من تک نفره همچنان باز کار می‌کنم
اما تو دلم عشق رو احساس می‌کنم



انسان خردمند