۱۳۸۵ مهر ۱۴, جمعه

عشق یعنی







هرچی میگم اگه هیچی نشدم مال نبوده امکاناته کسی باور نمی‌کنه
فقط چهار صفحه از کتاب مونده ولی بریدم و دیگه نمی‌کشم . باشه اول صبح
حالا اگه این امکانات وجود داشت ، چی می‌شد ؟
چهارصفحه چیه ؟
تا صبح یک جلد کتاب می‌نوشتم . حالا هی بزنید توروم که چرا هیچی نشدم ؟
تازه خوده خدا به اون بزرگی می‌دونست آدم بی عشق روی زمین بند نمی‌شه
هم عشق متولد شد و هم جفت‌ها
باور کن
نوشته برای هر کس از جنس خودش جفتی آفریده . حالا ما گند می‌زنیم و از هول حلیم می‌افتیم تو دیگ حرفی دیگه‌است و تقصیر خدانیست
من به کلام خدا ایمان دارم فعلا علی‌الحساب کار تعطیل و
سلام بر عشق
برعشق‌های دوران کودکی‌، نوجوونی
عشق‌های تو راه مدرسه
عشق‌های زندگی‌های قبل
عشق‌های که سهمم نبود
سلام بر ذات عشق که مقدسه
سلام به همه اون‌هایی که روزی فکر می‌کردم عاشق‌شون شدم
سلام به همه اون‌های که روزی فکر می‌کردند عاشقم شدن
سلام به عشق‌های دور و نزدیک هر چه که بود ، هرچه که هست
خیلی دور
خیلی
نزدیک

از این جماعت نکبت دلم گرفت

    من ترسيدم.  من خیلی خیلی وحشت‌زده هستم.   آخرین فیلمی که با بخش چندش و و حشت ذهنم چنان بازی کرد که قادر به ادامه تماشای ان نبودم فیلم نو...