۱۳۸۵ مهر ۱۴, جمعه

چه هوایی؟

وای که چه هوای توپی ! جای خیلی‌ها در تهران خالی
چه رعدو برقی چه هوای دو نفره‌ای چه صاعقه هایی که دارم ضعف می‌کنم براشون
اون‌ها که نفر دوم ندارند . مثل من چشم‌هاشون رو ببندند که دلشون یه‌وقتی نخواد و این جمعه شبی مثل من از کار و زندگی بیفتین
که چرا ؟
به‌قول آقا روباهه
همیشه یه پای بساط لنگه
ولی اون‌ها که یکی‌رو دارند معطلش نکن و یک پیاده روی دونفره زیر این آسمون عاشق کش خیلی حال میده
اگه چشم دیدن یکی رو هم نداری
باز ببرش بیرون و بگو گوشی موبایلش رو بذاره تو جیب پیرهنش
بلکه صاعقه زد و تو راحت شدی ؟

از این جماعت نکبت دلم گرفت

    من ترسيدم.  من خیلی خیلی وحشت‌زده هستم.   آخرین فیلمی که با بخش چندش و و حشت ذهنم چنان بازی کرد که قادر به ادامه تماشای ان نبودم فیلم نو...