۱۳۸۵ مهر ۱۱, سه‌شنبه

خدای ایوب



ایوب فکر می‌کرد خداوند زمانی به او توجه دارد که او را سخت بیازماید . این تصویر از خدایی است که در کتاب مقدس عهد عتیق بنام یهوه وجود دارد
گاهی به زمین می‌آمد و خشمگین هم می‌شد . حتی یک شب با موسی تا صبح کشتی می‌گیره . چون فهمیده ، موسی به او دروغی گفته است و فریب داده . ولی طفلی گلی هم گاهی راست میگه
پس از قرار هم می‌تونیم با خدا وارد شرط و قرار شد و هم او را فریب داد ؟
حالا این خدا اگه حال ایوب رو نمی‌گرفت ،دیگه ایوب، ایوب می‌شد ؟ ایمانش رو از دست می‌داد . احساس برگزیده بودن همیشه توامان است با درد‌های غیر بشری
خدای رحمن هم به خواست بنده‌اش ایوب توجه داشت و حال‌گیری برقرار بود تا زمانی که ایوب برید و کم آورد . درد همه ساله را یکباره فریاد کشید

خدا هم چرخه را متوقف کرده و مهره‌های ازدست‌رفته ایوب را به او برگرداند
او خدای قادر متلق است . با او وارد بازی نشو
خدای رحیم و بخشنده است مواظب باورها و خواسته‌هایت باش
میگه تو بخواه تا اجابت کنم تورا . ما باورهای خودمون رو تجربه می‌کنیم به گردن خدا و سرنوشت تلخ نندازیم
فقط ایوب نشو
او نهایت هستی است و تو خلیفه‌ی او در زمین . خدای‌گونه بخواه بارویی باز و آغوشی پذیرا در لحظه‌حال . درحالی که به نظام دقیق او ایمان داری . خواسته‌هایت را به او بسپار تا بهترین را خواسته‌باشی

از این جماعت نکبت دلم گرفت

    من ترسيدم.  من خیلی خیلی وحشت‌زده هستم.   آخرین فیلمی که با بخش چندش و و حشت ذهنم چنان بازی کرد که قادر به ادامه تماشای ان نبودم فیلم نو...