الهی شکر که امروز و امشب مال من بود . مال خوده خوده تنهام بود
شاید پرازشادی اما تنها مال من بود ؛ نه یکی ، که چندتا باهم بود . هنوز داره قند تو دلم آبمیشه
خدایا شکر که همچنان بامنی . شکر که نظامت بینقص در هستی فعاله
شکر که رویاهای کوچک انسانی را از یاد نمیبری
شکر به وسعت بزرگیت اگرچه تنهام هنوز
امروز داشتم خودم رو گول میمالیدم که مْچم خودمو گرفتم . واله باور کن !ا
رفته بودم تو مایهی ایوب بازی ، که اگه تو این عشق رو تجربه میکردی ، گلی بهدنیا نمیاومد تا تو بتونی با کلی آدم حرف بزنی . خدایا دمت گرم
اما من یکی میخوام
بین این همه کلی که زندگیم رو گرمو دلم و خونمو رو روشن کنه
چه آدم پررو وبیچشم و رویی ! الله و اکبر
از ذوق از ظهر نمیدونه چه بکنه که یکبار دیگه مهر تائید گرفته و مجوز داره باشماها حرف بزنه ، با شما زندگی کنه و راه بره .کنار گلی و شما ما هستم . شاید اینطوری کمتر تنها باشم اما هیچی جای عشق رو نمیگیره
منم ایوب نیستم که عشق رو با درد معامله کنم
از نبود عشق بین انسانها من درد میکشم و برای خودمان تنها
،
