۱۳۸۵ مهر ۱۱, سه‌شنبه

پاياپاي

مي‌دوني چيه ؟

نبايد هم بدوني چون من‌كه هنوز چيز نگفتم كه تو بدوني . حالا ميگم

فرهنگ‌ما چشم‌ها رو عادت داده به پذيرفتن زني جوان كنار مردي پير . اما ديدن زن پير كنار مرد جوان از اون‌دسته صحنه‌هاي منزجر كننده‌ است .اما واقعا چرا ما نمي‌تونيم اين رو بپذيرم ولي اون عادي شده ؟

زن‌ها از مرد حاكم و مقتدر بيشتر خوششون مياد ؛حالا اگر در ميانه‌ي اين اقتدار كمي هم رمانتيك و كلاسيك باشه كه نور الانوره . اما يك مرد جوان چه جاذبه‌اي مي‌تونه براي زن بزرگتر از او داشته باشه

خودت تصور كن بدن و صورت يك زن پنجاه يا شصت ساله‌هر چند هم كه بهش رسيده باشند،  كنار يك پسر بيست و چند‌ساله . 
من كه ميگم : اي چم‌چش
ولي واقعا غير از عقده‌هاي دروني چي باعث مي‌شه ما خلاف جهت شنا كنيم ؟
حتي برعكس . يك دخترجوان از مردي كه بيست‌سال يا بيشتر از خودش بزرگتره چي مي‌خواد ؟
پول ؟ 
آرزوهاي سركوب شده ؟ 
فروش تن و روح ؟ كسي كه فروشنده است، هميشه فروشنده‌است .
بستگي به في داره

از دوست شصت و چهارساله‌اي كه دنبال زن جوان مي‌گشت پرسيدم:
تو كه مي‌دوني اون به‌خاطره تو نمياد ؛ مگه اينكه احمق شده باشي و فكر كني دختره عاشقت شده ؟

گفت: من پول دارم اون مي‌خواد ؛ اون جووني داره من مي‌خوام . پاياپاي
واقعا كه . در هر دو شكلش جامعه نسوان گندش را در آوردند

بوي جوی مولیان